لسان الملك سپهر
28
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
معلوم شد كه بزرگزادگان بدين دو صفت انباز نشوند بلكه اين كار بىپدران و مطبخىزادگان است . افعى در ضجرت و حيرت فرو ماند و اموال ايشان را به راستى چنان كه انمار از فطانت وى دريافته بود قسمت فرمود ، ايشان را مقضى المرام با وطن بازفرستاد و همه با هم نيك بزيستند . اما مضر بن نزار سيد سلسله بود و اقوام عرب او را مطيع و منقاد بودند و همواره در ترويج دين حضرت ابراهيم خليل عليه السّلام روز مىگذاشت و مردم را به راه راست مىداشت و چون عنلكه را به زنى بگرفت كه هم نسب با عدنان بن ادد مىرساند از وى دو پسر آورد . نخست الياس كه از اجداد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله است ، دوم غيلان كه هم از او قبايل بسيار باديد آمد « 1 » . و مضر وقتى فرزندان خويش را پيش خواسته بدين كلمات نصيحت فرمود و روى سخن با الياس داشت و گفت « من يزرع شرا يحصد ندامة و خير البرّ ما اعجله فاحمل نفسك على مكروهها فيما اصلحها و اصرفها عن مطلوبها فيما افسدها » و گويند اول كس كه آهنگ حدى را براى شتران خواندن فرمود مضر بود « 2 » . [ الياس ] اما الياس بن مضر بعد از پدر در ميان قبايل بزرگى يافت چنان كه او را سيّد العشيره لقب دادند و امور قبايل و مهمّات ايشان به صلاح و صواب ديد الياس فيصل
--> ( 1 ) . ابن اثير گويد : مادر الياس ، رباب دختر جندة بن معد بود و مادر عيلان - به جاى غيلان - ، خندف نام داشت و نام عيلان ، النّاس بود و از اين جهت كه اسبى به نام عيلان داشت او را بدان نام خواندند ( تاريخ كامل ، 2 / 827 ) . ( 2 ) . همو گويد : مضر نخستين كس بود كه براى اشتران سرود خواند ، انگيزه اين كار چنان بود كه او از شتر فرو افتاد و دستش بشكست . پيوسته مىگفت : آى دستم آى دستم ؛ دستم شكست . شتران از چراگاه به سوى او خراميدند ، چون بهبود يافت و سوار بر شتر شد ، براى آن سرود خواند . او يكى از خوشآوازترين مردم روزگار خود بود . همو اضافه مىكند كه : برخى گويند : نه چنين بود بلكه دست بردهاى از بردگان او شكست كه فريادى آهنگدار كشيد و شتران برگرد او فراهم آمدند . مضر سرود روى آن گذاشت و بر آن بيفزود .